قهرمان ميرزا عين السلطنه
7155
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
دسته مىخواند : « چهارراه شيخ هادى ، معجز كرده ابو الفضل ، كور شده چشم بابى . » عباس افندى خرسوار اشعار ركيك و هجوهاى بىمزه كه از شنيدن آن انسان مشمئز مىشد نيز مىخواندند . در اغلب دستهجات بعضى بچههاى بزرگتر كلاه كاغذى به سر گذاشته يا صورتها را سياه و سفيد كرده دنبال آنها شعر مىخواندند و دست مىزدند ، يا دو تخته را بهم مىزدند . تا رسيدم دم بازار گلبندك ديدم يك دستهء معظمى از بزرگها و كوچكها با لالهها و چراغها بيرون آمده دو نفر شعر مىخوانند ما بقى دست مىزنند و مىگويند « كور شده چشم بابى » . وسط اين جمعيت هم يك هيولائى در حركت است كه به هيچ چيز شبيه نيست . من قدمها را بلند برداشتم كه برسم و تماشا كنم . اما آنها تندتر از من مىرفتند و مىخواستند تمام محلهء سنگلج را امشب بگردند . به يك آژان رسيدم گفتم چه خبر است . گفت عباس افندى سوار خر شده تفرج مىكند . من اشتياقم به زيارت جمال مبارك افزون شد . هى به جانب قدم زدم . اتفاقا دم درب نقارهخانه سقاخانهاى است كه از عدم مواظبت و تعمير خم شده و تعظيم مىكند . ديدم آئين بسته چراغان مفصلى نمودهاند ، همانطور دكاكين جنب آن را و اين جمعيت آنجا ايستاده زن و مرد عابر سبيل پر شده و همه خنده مىكنند . رسيدم ديدم يك آدمى را سوار الاغ كردهاند . يك ماسك بسيار غريبى به صورت اوست كه دو لپ او به قدر دو هندوانهء ورامين ، دهان بىاندازه تو رفته ، يك سبيل مشكى چخماقى ، مولوى بر سر و يك پر شترمرغ جلوى مولوى ، يك بچه لباس سبز پوشيده فينه به سر و يك ماسك بسيار كوچك ضعيف ظريفى به صورت ، پشت سر عباس افندى ايستاده ( شبيه شيطانى كه پشت سر عمر سابقا بود كه به حمد اللّه اين عمل متروك شد و حالا عباس افندى قائم مقام دارد مىشود ) . گاهى يك نفر جمال مبارك را باد مىزد ، گاهى لاله را برابر صورت او نگاه مىداشتند كه درست مرئى شود . گاهى كه خيلى فحش مىدادند عباس افندى با چوبدست خود حمله به سمت جمعيت مىآورد كه پراكنده شده خنده مىكردند . شخصى بالاى سقاخانه رفت شروع به فحش و ناسزا و لعنت كرد . پس از آنچه كه بايد نگويد گفت به زير آمده و عباس افندى با جمعيت خود به سمت بازار گلبندك و سنگلج روانه شد . گفتند تا صبح اين بساط . . . در سنگلج و ساير محلات دوام داشت . اين ملت را آقاى صبا و دشتى و كريم رشتى مىگفتند قابل جمهورى است و ترقى كرده بايد جمهورى شود ! . . . « 1 »
--> ( 1 ) - نقطهچين در اصل است .